غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

239

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

الطائع للّه عبد الكريم پسر المطيع للّه نامش ابو الفضل عبد الكريم بود . سبب خلافتش آن بود كه پدرش مطيع به بيمارى فلج دچار آمد ، چنان كه زبانش در گفتار سنگين شد و به دشوارى راه مىرفت . ولى آن را پوشيده مىداشت . تا آنگاه كه سبكتكين از حال او خبر يافت و پيشنهاد كرد كه خود را از خلافت خلع كند و زمام خلافت به پسر خود الطائع للّه دهد . مطيع نيز چنين كرد و در سال 363 خود را خلع و خلافت به پسر تسليم كرد . هم در اين سال به نام المعز لدين الله علوى صاحب مصر ، در مكه و مدينه به هنگام حج خطبه خواندند . در سال [ 364 ] عضد الدوله بيامد و بر عراق مستولى شد و [ عز الدوله ] بختيار را بگرفت . سپس آزادش كرد و بختيار به عنوان امير الامراء بار ديگر به فرمانروايى خود بازگشت . در سال 365 المعز لدين الله علوى در مصر وفات كرد . او نخستين خليفهء علوى بود كه بر مصر حكومت كرد . پس از او پسرش العزيز به حكومت مصر رسيد . در محرم سال 366 ركن الدوله ابو على حسن بن بويه رخت از جهان بكشيد . و پسر خود عضد الدوله را بر تمام ممالك خود پادشاهى داد . هم در اين سال منصور بن نوح امير خراسان در بخارا بمرد و پس از او پسرش نوح به امارت رسيد . در سال 367 عضد الدوله به بغداد راند و پيام فرستاد و بختيار را به طاعت خود فراخواند و گفت كه از عراق به هر سو كه خواهد برود جز موصل . بختيار از بغداد به عزم شام بيرون آمد . عضد الدوله وارد بغداد شد و در آنجا به خلافت عادت به نامش خطبه خواندند و بر در سرايش سه نوبت زدند و چنين رسمى پيش از او نبود . اما بختيار چون از بغداد به حديثه رفت ابو تغلب با بيست هزار جنگجو بيامد و هر دو عازم عراق شدند . خبر به عضد الدوله رسيد . لشكر به سوى آنان راند . در نواحى تكريت ميان دو سپاه جنگ افتاد . بختيار و ابو تغلب منهزم شدند . عضد الدوله بختيار را اسير كرد و به قتل رسانيد . آنگاه به موصل راند و بر ملك بنى حمدان چيرگى يافت . ابو تغلب پسر ناصر الدولة بن حمدان به شام گريخت ، به دمشق رسيد و در آنجا كشته شد .